شرف الدين فضل الله حسينى قزوينى

103

المعجم في آثار ملوك العجم ( فارسى )

صفحات حسام نيلوفرى ننمود « 1 » . نشستنگاه ديوان ستم‌كار * مغيلان جاى ديو آدمىخوار در آن وادى نكرده مرغ پرواز * نه هركو رفته آنجا آمده باز و فوجى از شجعان رجال و فرسان ابطال را كه هريك در اكمه « 2 » هيجا * 60 شير ژيان و در بيشه كارزار پلنگ دمان بودند : يستعذبون مناياهم كانّهم * لا ييئسون من الدّنيا اذا قتلوا * 61 غضنفر جوش گردون كوش و آهن‌پوش خارا كن * مصاف‌اندوز جنگ‌افروز و اعداسوز شيرافكن نامزد كرد تا حصن حربگاه را به كماة جيوش و حماة جنود و پيلان جنگى و اسبان ختلى : فيول كالجبال القاصفات * خيول كالرّياح العاصفات * 62 استوار كردند و عفاريت فريقين ، كار رزم را ساخته و طعن و ضرب « 3 » را آماده شدند : دو رويه صف‌دران صف بركشيدند * همه روى زمين لشكر كشيدند زمين از پاى اسبان خاك مىريخت * هوا چون خاك بيزان خاك مىبيخت در آن دشت و غاب و خرون و شعاب ، از هزاهز تكاوران و خشخشه سنابك بادپايان و جمجمه جياد * 63 و غمغمه اجناد * 64 و قعقعه سلاح * 65 و نفير ناى و خروش كوس ، آشوب و صدا در طاس نگون گردون افتاد و آواز نعره و فرياد به قمه پروين و قبه چرخ برين رسيد : خروش ناى چون صور سرافيل * به گردون شد ز پيش كوهه پيل چنان شد زخم كوس و نعره « 4 » و جوش * كه گردون پنبه محكم كرد در گوش سواران ، آهنين‌دل ، كوه‌رفتار * ز سر تا پاى در آهن گرفتار غبار خاك ، زير پاى باره * شده چون سرمه در چشم ستاره شد از گرد سپه خورشيد گمراه * سيه شد همچو خال دلبران ماه

--> ( 1 ) - ب و ج : نمىنمود . ( 2 ) - ب : اكه . ( 3 ) - ج : حرب را . ( 4 ) - ج : - واو .